معماری
خانه / اخبار / مصاحبه / مصاحبه با هیدئو کوجیما | پاسخ به تمام سوال‌های شما در رابطه با بازی Death Stranding

مصاحبه با هیدئو کوجیما | پاسخ به تمام سوال‌های شما در رابطه با بازی Death Stranding

شاید بازی Death Stranding یکی از بزرگترین و در عین حال راز آلودترین عنوان چند سال اخیر به شمار برود؛ به همین دلیل بسیاری از شما منتظر شنیدن اخبار و اطلاعات زیادی از این بازی هستید. اگر اخبار وب‌سایت گیفت کارت باز را دنبال کرده باشید، می‌دانید که اخیراً پستی در رابطه با تحلیل ویدئوی گیم‌پلی منتشر شده در طی کنفرانس TGS 2019 در سایت منتشر شد و در آن به بسیاری از موارد بصری موجود در بازی اشاره نمودیم. اما آیا به نظر شما همین چند مقاله‌ی کوتاه و محدود، برای معرفی چنین بازی بزرگی کافی هستند؟در همین راستا، هیدئو کوجیما (Hideo Kojima)، کارگردان بازی Death Stranding، در طی مصاحبه‌ای که با یکی از سایت‌های خارجی داشته، به بسیاری از سؤال‌ها و شبهات ما در مورد این عنوان پاسخ داده است.که در ادامه ب مصاحبه با هیدئو کوجیما میپردازیم.

مصاحبه با هیدئو کوجیما

از بین تمامی ویژگی‌های بازی Death Stranding که در طی کنفرانس TGS 2019 معرفی شدند، کدام یک از آن‌ها برای شما هیجان انگیز است و می‌خواهید در مورد آن صحبت کنید؟

    بازی کردن این عنوان، حس تنهایی را به شما القا می‌کند؛ چراکه شما معمولاً آن را تنهایی تجربه می‌کنید؛ حتی با این‌که آنلاین هستید. بسیاری از مردم برروی مبل نشسته و بازی می‌کنند. این افراد ممکن است با خود بگویند «اوه، من تنها هستم و شاید دلیل این تنهایی، این است که عجیب و غریب هستم». این حس بارها و بارها دامن‌گیر شما خواهد شد. شما همراه با BB به سفر کردن می‌پردازید و همین مورد هم می‌تواند بیشتر بر این حس تنهایی شما بیافزاید. در حقیقت نورمن ریداس (Norman Reedus) نیز به این حس دست یافت؛ حسی که می‌گوید، شما به تنهایی تلاش می‌کنید. اما در یک نقطه‌ی مشخص، شما با خود فکر می‌کنید، «شخص دیگری مشابه من هم اینجا بوده و او هم همان حس تنهایی من را داشته است». این زمانی رخ می‌دهد که به صورت غیر مستقیم با هم ارتباط برقرار می‌کنید؛ مانند یک سالن سینما که ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر با هم مشغول تماشای یک فیلم می‌شوند.

    اما در بازی‌های امروزی، شما این عناوین را در داخل یک اتاق و به تنهایی انجام می‌دهید. ناگهان شما وارد یک دنیا شده و با خود می‌گویید، «اوه، من تنها نیستم!» و من از این بابت خوشحالم که بسیاری از مخاطبان این مورد را تا به حال فهمیده‌اند و فکر می‌کنم موفق‌ترین بخش ماجرا همین بخش است. شاید شما در فضای بازی با افرادی دیگر رو به رو نشوید، اما همین‌ که می‌توانید آثار و ردپاهای افراد را ببینید،باعث می‌شود تا دیگران را حس کرده و به آن‌ها فکر کنید.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
در حقیقت نورمن ریداس (Norman Reedus) نیز به این حس دست یافت؛ حسی که می‌گوید، شما به تنهایی تلاش می‌کنید. اما در یک نقطه‌ی مشخص، شما با خود فکر می‌کنید، «شخص دیگری مشابه من هم اینجا بوده و او هم همان حس تنهایی من را داشته است». این زمانی رخ می‌دهد که به صورت غیر مستقیم با هم ارتباط برقرار می‌کنید؛ مانند یک سالن سینما که ۲۰۰ یا ۳۰۰ نفر با هم مشغول تماشای یک فیلم می‌شوند.

بازی‌بازها با «لایک‌های» دریافتی می‌توانند چه کاری را انجام دهند؟

    در حقیقت من بر سر این موضوع بحث و کشمکش بزرگی با کادر استودیو داشتم. در یک بازی، شما به پول بیشتر، شهرت بیشتر یا درجه‌های بالاتری دست می‌یابید، درست است؟ این مورد، سیستم چند سال اخیر بازی‌های ویدئویی به شما می‌رود؛ در ازای کاری که انجام می‌دهید، یک چزی جدید را می‌خواهید. در ابتدای کار، اعضای آسیایی استودیو گفتند: « هیدئو، هیچ‌ کسی این را درک نمی‌کند. شاید برخی از ژاپنی‌ها متوجه شوند». من در جواب آن‌ها گفتم: « برای همین است که می‌خواهم بازی‌بازها آن را درون بازی انجام دهند. تمامی اعضای کادر استدیو به من می‌گفتند که «باید در ازای کاری که بازی‌بازها انجام می‌دهند، امتیاز یا یک تجلیلی از آنها در بازی صورت بگیرد». اما در این صورت، بازی ما مثل سایر عناوین عادی به چشم می‌آمد و تفاوت زیادی میان آن‌ها حس نمی‌شد؛ به همین دلیل گفتم که در این بازی، بازی‌بازها به یکدیگر لایک می‌دهند که مثل یک ابراز عشق غیر مشروط به نظر می‌رسد.

    شما می‌توانید در طول بازی بدانید که چند لایک دریافت کرده‌اید و شاید استفاده از این مشوق برای برخی از افراد چندان خوشایند و کارآمد نباشد و آن‌ها این مورد را چندان باارزش تلقی نکنند. اگر شما در این بازی از وسایل به جا مانده از افراد دیگر استفاده نمایید و بتوانید نیازهای خود را با استفاده از آن‌ها برآورده سازید، خود به خود یک لایک به طرف مقابل ارسال می‌گردد که موجب رضایت وی می‌گردد. البته به این نکته نیز اشاره گردد که شما می‌تواند لایک‌های بیشتری را به عنوان انعام برای طرف مقابل ارسال نمایید. من نمی‌خواهم بگویم که مغز تفکری دارم و تمامی این ایده‌ها را خودم به تنهایی ساخته‌ام، بلکه باید اشاره کنم که این ایده برگرفته از فرهنگ مردمان کشور ژاپن است. ما در کشور ژاپن چیزی به نام انعام دادن نداریم، اما هنگامی که از یکدیگر خدمات خوبی دریافت می‌کنیم، به تشکر کردن از هم‌نوعان خود می‌پردازیم. این در حالی می‌باشد که در فرهنگ کشورهایی دیگر همانند آمریکا، هنجار انعام دادن جا افتاده است و همیشه پیش خدمت‌ها سعی می‌کنند برازنده‌ترین افعال را نزد مشتری خود انجام دهند تا انعام و دریافتی بیشتری را مکسوب شوند. به نوعی می‌توان گفت که این ارزش موجود در بازی، به نوعی یک ضلع دیده‌بان خارجی و مختصر فرهنگ‌ها و هنجارهای متعدد است.

    چیزی که واقعاً می‌خواستم در بازی رعایت کنم و به آن بپردازم، آن بود که می‌خواستم به هیچ وجه به بازی‌بازها امکان دادن نظر منفی یا دیسلایک را ندهم. من نمی‌خواستم هیچ مورد منفی در بازی وجود داشته باشد و در همان ابتدا هم مقصودی مثبت برای قرار دادن لایک‌ها داشتیم. در دنیای امروزه‌ی پیام‌رسان‌ها و اینترنت، لایک‌ها و دیسلایک‌های فراوانی مشاهده می‌شوند که دیسلایک‌ها برای من مثل یک چوب می‌مانند که برای جنگ باید از آن استفاده نمود و استفاده‌ی دیگری ندارد. حال نکته‌ی مثبت این لایک و دیسلایک‌ها در این است که اگر چیزی در این بازی لایک کمتری دریافت کند، نابود یا از دیدگان محو می‌گردد و اگر چیز دیگری لایک بیشتری را دریافت نماید، در همان جاری خود باقی می‌ماند. تمامی این موارد فاقد حس و ارزش منفی می‌باشند.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
اگر شما در این بازی از وسایل به جا مانده از افراد دیگر استفاده نمایید و بتوانید نیازهای خود را با استفاده از آنها برآورده سازید، خود به خود یک لایک به طرف مقابل ارسال می‌گردد که موجب خوشنود شدن او می‌گردد. البته به این نکته نیز اشاره گردد که شما می‌تواند لایک‌های بیشتری را به عنوان انعام برای طرف مقابل ارسال نمایید. من نمی‌خواهم بگویم که مغز تفکری دارم و تمامی این ایده‌ها را خودم به تنهایی ساخته‌ام، بلکه باید اشاره کنم که این ایده برگرفته از فرهنگ مردمان کشور ژاپن است. ما در کشور ژاپن چیزی به نام انعام دادن نداریم، اما هنگامی که از یکدیگر خدمات خوبی دریافت می‌کنیم، به تشکر کردن از هم‌نوعان خود می‌پردازیم. این در حالی می‌باشد که در فرهنگ کشورهایی دیگر همانند آمریکا، هنجار انعام دادن جا افتاده است و همیشه پیش خدمت‌ها سعی می‌کنند برازنده‌ترین افعال را نزد مشتری خود انجام دهند تا انعام و دریافتی بیشتری را مکسوب شوند.

پس می‌خواهید بگویید که هدف شما این نیست که بازی‌بازان را به لایک دادن تشویق کنید. بلکه می‌خواهید آن‌ها را به یکدیگر متصل کرده تا بتوانند یک فضای احساسی را در بازی Death Stranding به وجود آورند؟

    بله؛ زیرا این بازی در یک دنیای تاریک‌ و بدترین فضایی که می‌توانید تصورش را بکنید، جریان دارد. و این در حدی فراتر از تفکر شماست. شما در این دنیا تنها می‌باشید و همین خط داستانی بازی، یکی از بدترین قضایا و سناریوهای متفاوت در بازی به شمار می‌رود. پس چرا نباید در داخل بازی سیستمی قرار ندهم که دارای بار مثبت باشد نه منفی؟

مصاحبه با هیدئو کوجیما
بازی در یک دنیای دارای تاریک‌ترین تم و بی‌امکانات‌ترین جهان به سر می‌برد و این در حدی فراتر از تفکر شماست. شما در این دنیا تنها می‌باشید و همین خط داستانی بازی، یکی از بدترین قضایا و سناروهای مدخول در بازی به شمار می‌رود.

در طول سال‌های اخیر ما شاهد تریلرهای راز آلود زیادی از بازی Death Stranding بودیم. حال در بازی نهایی تا چقدر روایت داستان مبهم می‌باشد (مثل آثاری همچون Twin Peaks) و تا چقدر از داستان بازی به راحتی قابل فهم است؟

    من در تمامی تریلرهایی که به شما نشان دادم، هیچ دروغی را به شما تحویل ندادم و شاید در برخی از مواقع، در جهت اینکه اجازه ندهم موردی از بازی فاش شود، برخی از سکانس‌ها را درون همدیگر قرار داده باشم. هنگامی که شما شروع به تجربه‌ی این عنوان می‌کنید، از اول تا آخر آن را درک می‌کنید زیرا تمامی بخش‌های بازی با یکدیگر مرتبط هستند. در آخر باید بگویم که من یک طرفدار بزرگ دیوید لینچ (David Lynch) هستم و باید در جواب شما بگویم که بله روایت این بازی تا حدودی مشابه سری Twin Peaks می‌باشد.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
هنگامی که شما شروع به تجربه‌ی این عنوان می‌کنید، از اول تا آخر آن را درک می‌کنید زیرا تمامی بخش‌های بازی با یکدیگر مرتبط هستند. در آخر باید بگویم که من یک طرفدار بزرگ دیوید لینچ (David Lynch) هستم و باید در جواب شما بگویم که بله روایت این بازی تا حدودی مشابه سری Twin Peaks می‌باشد.

سم در این بازی باید موارد متعددی همچون وضعیت سلامتی، وسایل و آیتم‌ها و غیره‌ را مدیریت کند و مسلما وقت و فرصت زیادی را می‌طلبد. برخی از مردم می‌خواهند بدون بر عهده گرفتن این مسئولیت‌ها به بازی کردن بپردازند. شما برای این افراد چه گزینه‌هایی را ارائه می‌دهید؟

    قبلاً اگر می‌خواستید به طراحی یک بازی بپردازید، باید یکسری قوانین مخصوص را برای دنیای بازی خود وضع می‌کردید و به برخی دلایل، نمی‌توانستید که واقع‌گرایی را در عنوان خود جلوه‌ دهید، درست است؟ در زندگی روزانه‌ی همگی ما، مکانیزم‌هایی وجود دارد که باید با آن‌ها سر و کله بزنیم و همانطور که اشاره کردید، باید میان آن‌ها تعادل برقرار نماییم؛ اینکه چگونه خودمان را حفظ کنیم و اینکه چگونه زندگی کنیم. من هم می‌خواهم در طراحی این بازی از پیشرفت تکنولوژی بهره بگیرم و این محدودیت‌های وقت گیر را تا حدودی حذف کنم. ما همیشه یک قانون و مدار را برای بازی ساخته‌ایم، مثل نوار سلامتی که درجه‌ی آسیب دیدگی فرد را نشان می‌دهد و سلامتی او را در یک طیف به اطلاع بازی باز می‌رساند. من می‌خواهم در بازی Death Stranding نفوذ واقع‌گرایانه‌ای به تمام بخش‌های بازی داشته باشم.

    برای مثال در بسیاری از بازی‌ها مشاهده کرده‌ایم که می‌توان به تعداد نامحدودی، وسایل و آیتم‌های ضروری را با خود حمل کرد و بدون کوچک‌ترین مشکلی به حرکت کردن پرداخت و این امر در سری متال گیر نیز به چشم می‌خورد. مسلماً شما در زندگی عادی خود نمی‌توانید چنین فعلی را انجام دهید، درسته؟ مثلاً شما هنگامی که می‌خواهید از یک کوه بالا بروید، فقط توانایی حمل یک بطری آب با خود را دارید و نمی‌توانید وسایل سنگینی را با خود حمل کنید. به همین دلیل است که من هم در این بازی به واقع‌گرایی آن توجه بسیاری کرده‌ام. تعداد بسیاری از بازی‌های حال حاضر جهان به این امر و قانون مهم پایبند نیستند. همانطور که ممکن است در زندگی روزمره نیز برایتان این امر رخ دهد، اگر شما خود را در داخل یک رودخانه بیاندازید، امکان دارد ولو شوید یا غلت بخورید که این هم به نوبه‌ی خود یک امر واقع‌گرایانه به شمار می‌رود. این تدابیر و مکانیزم‌ها، از جمله‌ی موارد واقع‌گرایانه‌ای هستند که من سعی می‌کنم در بازی Death Stranding آن‌ها را بازطراحی یا بازسازی کنم.

    در این بازی شما می‌توانید به تمامی مکان‌های آن سفر کنید و به بیانی دیگر، این بازی، عنوانی جهان باز (open-world) است. در گذشته اگر بازی‌ای را جهان باز می‌شمردند، نمی‌توانستید به تمامی مکان‌های برروی نقشه دست پیدا کنید و اگر هم دست پیدا می‌کردید، نمی‎‌توانستید از آن‌ها فراتر بروید و محدود به همین نقشه‌ی در دسترس‌ بودید. مثلاً در این نوع بازی‌ها، نوعی دره وجود داشت که شما نمی‌توانستید به آنجا بروید به گونه‌ای حد و حایل بازی به شمار می‌رفتند. اما در بازی Death Stranding شما می‌توانید به تمامی مکان‌ها بروید و هیچ محدودیتی را بر روی راه خود مشاهده نخواهید کرد. شما در این بازی هستید که مسیرها را تعیین می‌کنید. هر جایی که بخواهید، حتی اگر در دور دست‌ها هم باشد، می‌توانید به آنجا بروید. شاید در حال حاضر شما به صورت بسیار صریحی صحبت‌های من را درک نکنید اما باید بگویم که کسانی که بازی را تجربه کرده‌اند، از نظر آن‌ها، حتی راه رفتن هم بسیار لذت بخش و جالب است.

    می‌دانم که حالا افرادی می‌آیند و می‌گویند: «بازی Death Stranding یک شبیه ساز پیاده روی است!»

    این مورد مشابه همان زمانی است که برای اولین بار یک بازی در سبک مخفی‌کاری ساختم. اگر ۱۰۰ نفر بازی شما را تجربه نماید و همان ۱۰۰ نفر هم بازی شما را جذاب خطاب کنند، به این معناست که بازی یا ژانر شما زنده است. به دلیل اینکه این بازی هم یک ژانر جدید را ارائه می‌دهد، همانطور که در ابتدا افراد زیادی سبک مخفی کاری را نمی‌پسندیدند، ممکن است که افراد زیادی آن را نپسندند و زمان می‌خواهد تا سنجش‌های واقعی آن سبک فرا برسد.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
در این بازی شما می‌توانید به تمامی مکان‌های آن سفر کنید و به زبانی دیگر، این بازی، عنوانی جهان باز (open-world) است. در گذشته اگر بازی‌ای را جهان باز می‌شمردند، نمی‌توانستید به تمامی مکان‌های بر روی نقشه دست پیدا کنید و اگر هم دست پیدا می‌کردید، نمی‎‌توانستید از آنها فراتر بروید و محدود به همین نقشه‌ی در دسترس‌تان بودید. مثلاً در این نوع بازی‌ها نوعی دره وجود داشتند که شما نمی‌توانستید به آنجا بروید به گونه‌ای حد و حایل بازی به شمار می‌رفتند. اما در بازی Death Stranding شما می‌توانید به تمامی مکان‌ها بروید و هیچ محدودیتی را برروی راه خود مشاهده نخواهید کرد.

بیایید در این مورد صحبت کنیم که مثلاً یک بازی‌باز، بازی را به پایان رسانده و هم‌اکنون مشغول مشاهده‌ی تیتراژ پایانی بازی است. شما می‌خواهید که بیشتر به چه چیزی توجه کند؟

    خب، اگر راستش را بخواهید من نباید در این مورد سخنی به میان بیاورم و باید چنین قضاوتی را به خود بازی‌باز اختصاص دهیم. اما تم اصلی بازی، ارتباط است؛ مطمئناً شما معنی آن را در آینده درک می‌کنید. همانند فیلم‌های سینمایی، بازی‌ها یا عناوین چند نفره، تمامی عناصر اصلی این بازی پشت سر هم می‌آیند و به مکمل همدیگر بدل خواهند شد و در این زمان است که زمان مشاهده‌ی تیتراژ پایانی بازی فرا می‌رسد. اما من فقط می‌خواهم که مردم بازی را به اتمام برسانند.

    شاید این مثال من چندان دقیق و درست نباشد، اما هنگامی که شما از کوه فوجی بالا می‌روید، می‌توانید طلوع خورشید را به صورت بسیار زیبایی مشاهده کنید. بسیاری از مردم ژاپن برای دیدن این لحضه بر روی کوه فوجی می‌روند تا این لجضه‌ی حساس را تماشا کنند. ارتفاع این کوه بسار زیاد است و ممکن است که افراد زیادی نتوانند تا بالای کوه صعود کنند، اما افرادی که صعود می‌کنند و رشته کوه و طلوع خورشید را مشاهده می‌کنند، اشک شوق می‌ریزند و وصف این لحضه چندان ملموس و ساده نیست. این مثال با بازی ما همسو و هم‌راستا است؛ فقط کسانی می‌توانند به عظمت و بزرگی این بازی پی ببرند که آن را به اتمام برسانند. هر چند که من به افراد دیگری که از اتمام بازی باز بمانند نیز اشکال نمی‌گیرم.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
تم اصلی بازی، ارتباط است؛ مطمئناً شما معنی آن را در آینده در می‌یابید و می‌فهمید. همانند فیلم‌های سینمایی، بازی‌ها یا عناوین چند نفره، تمامی عناصر اصلی این بازی پشت سر هم می‌آیند و به مکمل همدیگر بدل خواهند شد و در این زمان است که موقع دیدن تیتراژ پایانی بازی فرا می‌رسد. اما من فقط می‌خواهم که مردم بازی را به اتمام برسانند.

مفهوم شبکه‌های کایرال چقدر با زندگی مدرن انسان‌ها در ارتباط است؟

    این تئوری نامه است. در این تئوری، شخصی را در نظر می‌گیریم که در میدان نبرد به سر می‌برد و برای خانواده‌ی خودش نامه می‌نویسد که «نمی‌دانم چقدر دیگر زنده می‌مانم و چند وقت دیگر خواهم مرد». در این شیوه‌، نامه‌ی مکتوب پس از گذشت چندین مدت، به دست همسر فرد که می‌رسد، آن همسر با خود فکر می‌کند که چقدر از نگاشتن این نامه می‌گذرد و ممکن است که حالا شوهرم در میادین نبرد کشته شده باشد. در این شیوه، زن فقط می‌تواند مغز و تفکر و هوش خود را به این اختصاص بدهد که آیا شوهرش پس از نگاشتن این نامه زنده مانده یا مرده است. این مورد یک سرگذشت انسان‌ها در گذشته بود و حال به دلیل همه‌گیر شدن رسانه‌ها و پیام‌رسان‌های بسیاری، می‌توان در هر آن، با طرف مقابل در ارتباط بود و به صورت زنده با او گفتگو و صحبت کردن پرداخت. پس به زبانی دیگر، این روش در این برهه‌ی زمانی، ارزش چندانی ندارد.

    شما در این بازی هیچ ارتباط مستقیمی با بازی‌بازهای دیگر نخواهید داشت و فقط به صورت غیر مستقیم می‌توانید با آن‌ها در ارتباط باشید. مثلاً یکی از بازی‌بازها در بازی یک فنجان را رها می‌کند و شما هنگامی ک آن را پیدا می‌کنید، با خود می‌گویید که آیا این فرد این فنجان را به دلیل اینکه مخزن او را پر کرده در اینجا رها کرده است، آیا می‌خواسته که کسی دیگر از این فنجان استفاده کند یا می‌خواسته با رها کردن این فنجان، لایک جمع کند و بر تعداد لایک‌های خود بیافزاید. تمامی این شبهاتی که برای شما پدید می‌آیند، به گونه‌ای مرتبط می‌شوند به نظریه یا تئوری نامه که در آنحا نیز چیزی  نظر شما را جلب خود می‌کرد. هدف من از استفاده از این ارتباط غیر مستقیم آن بود که تفکر مردم را به سوی تفکر افراد دیگر جلب نمایم، به صورتی که دائم به این فکر کنند که هدف فلان شخصیت از رها ساختن این شیء چه بوده است. این مرتبط با نحوه‌ی برقراری ارتباط افراد در دهه‌های ۱۹ و ۲۰ میلادی است که در آن زمان هم وقت زیادی را برای دریافت تفکر دیگران اختصاص می‌دادند. البته امروزه مردم این مورد را فراموش کرده‌اند و دلیل آن هم این است که ارتباطات بیشتر به صورت مستقیم صورت می‌گیرد و روز به روز هم بر این شدت افزوده می‌گردد. من امروزه می‌توانم به راحت‌ترین شیوه به صورت تصویری با فردی دیگر در ارتباط باشم. مثلاً اگر من در جایی فنجان تو را مشاهده کنم، به جای اینکه متوصل به احساسات تو شوم و در این فکر فرو بروم که حالا چه احساس دارید، می‌توان در یک لحضه با شما در تماس باشم و دلیل جا گذاری این فنجان را از زبان خودت و به صورت مستقیم بشنوم.

    حال اگر پس از این تجربه، اگر شما فنجان خود را در جایی از بازی رها کنید، به این فکر می‌افتید که طرف مقابل که قرار است آن را بردارد، می‌خواهد در مورد رفتار من چگونه برداشت کند. من معتقدم که پس از تجربه‌ی بازی Death Stranding تمامی شما به این فکر می‌کنید که با انجام هر کار شما افراد چگونه در مورد شما تفکر خواهند کرد.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
شما در این بازی هیچ ارتباط مستقیمی با بازی‌بازهای دیگر نخواهید داشت و فقط به صورت غیر مستقیم می‌توانید با آن‌ها در ارتباط باشید. مثلاً یکی از بازی بازها در بازی یک فنجان را رها می‌کند و شما هنگامی که آن را پیدا می‌کنید، با خود می‌گویید که آیا این فرد این فنجان را به دلیل اینکه مخزن او را پر کرده در اینجا رها کرده است، آیا می‌خواسته که کسی دیگر از این فنجان استفاده کند یا می‌خواسته با رها کردن این فنجان، لایک جمع کند و بر تعداد لایک‌های خود بیافزاید. تمامی این شبهاتی که برای شما پدید می‌آیند، به گونه‌ای مرتبط می‌شوند به نظریه یا تئوری نامه که در آنجا نیز چیزی نظر شما را جلب خود می‌کرد.

وقتی تریلر Briefing را تماشا کردیم، سخنانی در مورد قطع رابطه‌ی افراد با یکدیگر به گوش می‌رسید که هدف در آنجا کشور آمریکا بود. آیا این مورد را به صورت عمدی در تریلر کار گذاشته بودید؟

    این بازی در مورد کشور آمریکا است اما من نقشه‌ی این بازی را به شکلی متفاوت با شکل نقشه‌ی آمریکا ساخته‌ام و شاید در ساختار مقداری شبیه نقشه‌ی کشور ژاپن باشد. من می‌خواهم مردم فکر نکنند که دارند در کشور آمریکا قدم می‌زنند و در آنجا به زندگی کردن می‌پردازند، من می‌خواهم آن‌ها در موقعیتی که در آن هستند زندگی کنند نه یک موقعیت خاص. نوع دید و نگرش شما در مورد فضای این بازی نیز متفاوت است و هر نوع نگاهی که به بازی داشته باشید، در ادامه‌ی مسیر هم با آن‌ها مواجه خواهید شد. مطمئناً شما در جامعه‌ای در آینده شروع به قدم گذاشتن می‌کنید و در آنجا هم اینترنت وجود دارد اما جامعه‌ی مذکور، به صورت تکه تکه شده وجود خواهد داشت. این سخنم نیز به نوعی آمیخته به استعارات بود. پس سم دغدغه‌ی نجات آمریکا را ندارد بلکه هدف او نجات شخص امیلی و کسانی هم که با او همراه می‌شوند، دقیقاً همان هدف را دنبال خواهند کرد. آن‌ها مجبور هستند، زیرا همگی آن‌ها در یک مأموریت قرار دارند. البته همگی آن‌ها میل به انجام این کار ندارند و شخصیت سم هم در ادامه‌ی مسیر، ناله و بیدادهای زیادی را سر می‌دهد و با خود می‌گوید که «برای چه، این کار را انجام می‌دهم؟». همچنان افراد دیگر نیز آه و ناله‌های زیادی را سر می‌دهند و  آن‌ها نیز با خود می‌گویند: «چرا این کار را انجام می‌دهم، این خیلی خشن است، این خیلی آدم را تنها و منزوی و گوشه نشین می‌سازد!» وقتی شما بازی را ادامه می‌دهید با تاریکی و مشکلات فراوانی رو به رو خواهید شد و خودتان با خود می‌گویید که متصل شدن دوباره چقدر لذت بخش و جذاب خواهد بود. البته من هنوز هم در مورد مثبت یا منفی بودن برقراری دوباره‌ی ارتباط سخنی به میان نمی‌آورم و این را به طرز تفکر شخص واگذار می‌کنم که خود قضاوت کند که آیا مثبت است یا منفی.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
پس سم دغدغه‌ی نجات آمریکا را ندارد بلکه هدف او نجات شخص امیلی و کسانی هم که با او همراه می‌شوند، دقیقاً همان هدف را دنبال خواهند کرد. آنها مجبو هستند، زیرا همگی آنها در یک مأموریت قرار دارند. البته همگی آنها میل به انجام این کار ندارند و شخصیت سم هم در ادامه‌ی مسیر، ناله و بیدادهای زیادی را سر می‌دهد و با خود می‌گوید که «برای چه، این کار را انجام می‌دهم؟».

حال که مراحل ساخت بازی دارد رو به پایان می‌رود و آماده‌ی ورود به بازار می‌گردد، شما اصل این بازی را در مقایسه با ساخته و پرداخته‌ی اولیه‌ی تفکر خود چگونه می‌بینید؟

    طرحی که من از این بازی دارم و قبلاً هم داشتم، از ابتدا تا به حال هیچ تغییری نکرده است. بله درست است، من در ابتدا توقع بیشتری از این بازی داشتم و می‌خواستم که برروی پلی استیشن ۶ اجرا شود. البته این، تصور بصری من از بازی بود و فقط مختص به گرافیک آن نبود. در ابتدا افراد زیادی در مقابل نمونه‌ی اولیه‌ی بازی من واکنش نشان دادند و خوشحالم که تیم  با من،سازنده توانستند این بازی را به اتمام برسانند. حتی برخی از اعضای استودیو که در ابتدا با طرح من موافق نبودند، پس از گذر مدتی و اجرای طرح‌های جدید، آن‌ها هم با من هم راستا و هم رای شدند. حالا فکر می‌کنم نوبت آن رسیده که بازی‌بازها هم نظرات خود را در مورد بازی بیان کنند.

    تشریح یک نمونه‌ی اولیه در ابتدا خیلی سخت و وقت گیر است. همانطور هم که گفتم، وقتی من ابتدا ژانر مخفی کاری را ابداع کردم، افراد زیادی از آن استقبال نکردند. این را بدانید که همیشه، دشمنان اولیه‌ی شما همان کادر همکاران‌تان یا کسانی هستند که با شما کار می‌کنند. «تو وسایل را حمل می‌کنی، ارتباط برقرار می‌کنی و به افراد دیگر لایک می‌دهی. این چه جذابیت و لذتی را به همراه دارد؟» این اولین انتقاداتی بود که به طرح اولیه‌ی بازی می‌شد. اما برخی از اعضای کادر همچنان به من ایمان داشتند و گفتند که «باشه؛ بیا امتحانش کنیم». بعد از گذشت مدتی، افراد بیشتری از کادر استدیو هم به جمع ما رسیدند و توانستیم با قدرت به سمت جلو حرکت کنیم. برخی از آن‌ها در ابتدا به من می‌گفتند که «دیوانه شده‌ای؟!» اما آن‌ها به همکاری خود با من ادامه دادند و این حس بی اعتمادی حتی بر روی بازیگرانی همچون نورمن و مدس میکلسن نیز تأثیر گذاشته بود و آن‌ها هم همچین نظری داشتند و وقتی به آن‌ها درخواست همکاری دادم، آن‌ها با خود فکر می‌کردند که من می‌خواهم چه کاری را انجام دهم و به گونه‌ای برایشان مبهم بود.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
دشمنان اولیه‌ی شما همان کادر همکاران‌تان یا کسانی هستند که با شما کار می‌کنند. «تو وسایل را حمل می‌کنی، ارتباط برقرار می‌کنی و به افراد دیگر لایک می‌دهی. این چه جذابیت و لذتی را به همراه دارد؟» این اولین انتقاداتی بود که به طرح اولیه‌ی بازی می‌شد. اما برخی از اعضای کادر همچنان به من ایمان داشتند و گفتند که «باشه؛ بیا امتحانش کنیم». بعد از گذشت مدتی، افراد بیشتری از کادر استودیو هم به جمع ما رسیدند و توانستیم با قدرت به سمت جلو حرکت کنیم.

آیا در طول ساخت بازی، برای کسی ایده‌ی خود برای ساخت بازی Death Stranding را بیان کرده‌اید؟

    بله؛ افرادی بودند که این موارد را برایشان تشریح می‌کردم و در میان آنها کارگردان‌های بسیار نامداری همانند جرج میلر (George Miller) نیز وجود داشتند که من او را استاد و اسطوره‌ی خود می‌دانم و به‌گونه‌ای او مانند خدای من است. من هنگامی که در سال ۲۰۱۷ همراه با ایشان به استرالیا سفر کردم، فقط یک تریلر از این بازی را به او نشان دادم و بسیاری از موارد مربوط به بازی را برایشان تشریح نمودم. ایشان به من گفتند که من در حال پیمودن راه درستی هستم و در تمامی زمینه‌های فیزیکی، روانشناختی و فلسفی راه درستی را انتخاب کرده‌ام. او همچنین در هنگام تشریح اثر من، به من گفت که راه درستی را انتخاب کرده‌ام و این صحبت ایشان خیلی بر من تأثیر گذاشت.

    شاید به‌غیر از آهنگ‌سازها، کارگردان‌ها و تهیه کنندگان،  افراد زیادی از عمق این بازی خبر نداشته باشند و به طور کلی، همکارهای من بهتر این موضوع را درک می‌کنند. چون آن‌ها این راه‌ها را پیموده‌اند و بهتر می‌توانند مبحث اصلی بازی را فرا بگیرند و شاید دلیل دیگر آن نیز این باشد که آن‌ها تمامی راه را با من پیموده‌اند و به پایان کار ایمان دارند.

همانگونه که اطلاع دارید و قبلاً نیز به اطلاع شما رسانیده شده است، بازی Death Stranding قرار است که در تاریخ ۸ نوامبر ۲۰۱۹ (مصادف است با جمعه، ۱۷ آبان ماه سال جاری) برای کنسول پلی استیشن ۴ منتشر گردد. هرگونه خبر و اطلاعات بیشتر در مورد این بازی را می‌توانید در وبلاگ خبری ما دنبال کنید.

مصاحبه با هیدئو کوجیما
Telegram
مصاحبه با هیدئو کوجیما
Instagram

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *